تبلیغات اینترنتیclose
اهل دور دست آسمان (محمد حسین بهرامیان)
پیچک (محمد حسین بهرامیان)
شعر و ادب پارسی
اهل دور دست آسمان (محمد حسین بهرامیان) ( گزیده اشعار 6, )
نوشته شده در تاريخ شنبه 8 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:32 تعداد بازديد : 486 |

اهل دور دست آسمان

 

 

 

باورت نمی شود، منم که سبز ایستاده ام

زخم ریشه کرده در تنم که سبز ایستاده ام

سرو سر به زیر ریشه در هوا، بگو، شنیده ای؟

واژگون واژگون منم که سبز ایستاده ام

از بلند زین به پای بوس خاک اوفتاده ام

دار خود سوار می کنم که سبز ایستاده ام

هرقنوت خسته خاکسارم آسمان به دل مگیر

گر گرفته باغ دامنم که سبز ایستاده ام

غنچه نه، شکوفه نه، غزل نه !...باورت نمی شود

اهل شهر دود و آهنم که سبز ایستاده ام

پشت این چراغ های سرخ ...زرد ...سبز ...بی عبور

من تو را مرور می کنم که سبز ایستاده ام

من به مرگ سیب واقفم که سرخ اوفتاده ام

من به سیب مرگ مومنم که سبز ایستاده ام

ای دل، ای دل شکسته ، آسمان زخمی تو را

رنگ آفتاب می زنم که سبز ایستاده ام

مه گرفته شهر را ولی هنوز می شناسمت

خوب من !ببین منم... منم که سبز ایستاده ام

 

 

 

محمد حسین بهرامیان



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت