تبلیغات اینترنتیclose
همیشه تر از هرچه اتفاق (محمد حسین بهرامیان)
پیچک (محمد حسین بهرامیان)
شعر و ادب پارسی
همیشه تر از هرچه اتفاق (محمد حسین بهرامیان) ( گزیده اشعار 8, )
نوشته شده در تاريخ شنبه 8 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:46 تعداد بازديد : 1068 |

همیشه تر از هرچه اتفاق

 

 

 

در کوچه های شهر شما پرسه می زنم

دیوانه وار سر به هوا پرسه می زنم

هر شب به شوق لِی لِی کفش کتانی اش

در کوچه های بی سر و پا پرسه می زنم

در پارک های باکره ، در خنده های خیس

در جاده های رو به خطا پرسه می زنم

چندان غریب نیست اگر نیمه های شب

در روزنامه های شما پرسه می زنم

دختر فراری ام ؟ نه! کجایم شبیه این...

امضام را بِ...ببین، ب....ب... با پرسه می زنم

شِ...شعر گفته ام مثلا ....نه که حافظم

حس می کنم توام ...تُ ...تُ... تا پرسه می زنم

من هم درست مثل تو وقتی که بی منم

زل می زنم به آینه یا پرسه می زنم

هر شب هزار و سیصد و هشتاد و چند بار

بغض غریب پنجره را پرسه می زنم

من شاعرم ! حقیقت تلخی است شاعری

من در حریق سرد صدا پرسه می زنم

هر شب چو یک ستاره آبی ، شبیه شوق

در خواب هرچه شاه و گدا پرسه می زنم

دنبال آن دقایق معصوم ساده ام

در تیک تاک ثانیه ها پرسه می زنم

در حال ، در محال ، در امروز ، در هنوز

در لحظه های در تو رها پرسه می زنم

دستان من دو شاخه  ی خشکیده اند  و من

در کوچه باغ سبز دعا پرسه می زنم

چندان غریب نیست اگر نیمه های شب

بر جانماز نافله ها پرسه می زنم

من کودکم به طعم دو گیلاس راضی ام

دنبال چشم تو همه جا پرسه می زنم

ای لحظه همیشه تر از هرچه اتفاق!

گم کرده ام تو را و تو را پرسه می زنم

 

 

محمد حسین بهرامیان



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت